نوشته‌ها

ماده اولیه اصلی در صنایع نساجی لیف است. به یک رشته بسبیار بلند و باریک که نسبت طول به قطر آن بسیار زیاد است لیف گفته میشود.

الیاف جمع کلمه لیف می باشد و لیف نساجی رشته ای است که قطر، طول، استحکام و انعطاف پذیری لازم برای تبدیل شدن به نخ را داشته باشد.

یک تار موی سر و بدن انسان را میتوان یک لیف در نظر گرفت، همچنین هر رشته نازک پشم گوسفند و رشته باریک پنبه که برای ریسیدن نخ و تولید پارچه مورد استفاده قرار میگیرد یک لیف میباشد.

البته هر ماده لیفی شکل را نمیتوان لیف نساجی نامید، لیف نساجی خصوصیاتی دارد که در زیر آنها را بررسی میکنیم:

نسبت طول به قطر:

این نسب باید بیشتر از 100 لز نظر تئوری و از نظر عملی باید بیشتر از 1000 باشد.

شکل سطح مقطع الیاف:

سطح مقطع پهن: به طور کلی سطح مقطع پهن سبب افزایش شفافیت و قدرت پوشانندگی الیاف میشود. سطح مقطع گرد یا دایره ای شکل: زیردست الیاف با سطح مقطع گرد و دایره ای شکل نرم و مطلوب بوده ولی قدرت پوشانندگی در حجم ثابت کمتر است.

آرایش یافتگی ملکول های پلیمر الیاف:

شکل ردیف شدن زنجیر های پلیمری الیاف در حالت میکروسکوپیک.

درجه آرایش یافتگی: در حقیقت نشان دهنده متوسط زاویه زنجیرها نسبت به محور لیف است متوسط آرایش یافتگی بین ۴۵ تا صفر می باشد .آرایش یافتگی بوسیله فرآیند کشش کنترل می شود.  

زنجیر های موجودر در یک سیلندر لیفی باید دو خصوصیت را دارا باشد که عبارتند از :
1-
  آرایش یافتگی
2-
  تبلور(Crystalinity)

 این دو خاصیت باعث استحکام، انعطاف پذیری و سختی لیف می شود.

آرایش یافتگی:
در الیاف طبیعی این آرایش یافتگی در طبیعت به وجود می آید و بشر دخالتی در آن ندارد اما در الیاف مصنوعی آرایش یافتگی زنجیرها توسط بشر به وجود می آید به طور کلی آرایش یافتگی عبارت است از متوسط زاویه تمایل زنجیرها به محور لیف است.
 

تبلور:
نظم فضایی(درسه بعد) زنجیرها را تبلور گویند. به قسمتی از زنجیرها که در داخل منطقه منظم بلور نیستند، نواحی آمورف گویند هر قدر نواحی آمورف بیشتر باشد انغطاف پذیری لیف بیشتر است. درالـیاف مصنوعی آرایش یافتگی را با کـشش ایجـاد می کـنیم امـا تبلور را در حین فـرآیند به وجود می آوریم.