نوشته‌ها

هدف مشترک در تمام ریسندگی تولید نخ و در کنارهم قرار گرفتن الیاف میباشد. برای دستیابی به این هدف در تمامی انواع ریسندگی باید در طی مراحلی عملیاتی بر روی الیاف انجام شود تا به وضعیت مناسب برای تولید نخ برسند.

چهار نوع ریسندگی شناخته شده جهت تولید نخ از الیاف غیر ممتد وجود دارد:

  1. ریسندگی پنبه ایی:

ساختمان هر کدام از ماشین های به کار رفته، نحوه ارتباط و روشهای عملیاتی آنها در ابتدا به طور اختصاصی جهت ریسندگی الیاف پنبه در نظرگرفته شد. این نوع الیاف مصنوعی به نحوی تهیه شده اند که با مشخصات الیاف پنبه سازگاری و مشابهت داشته باشند برای انجام این مقصود به الیاف تهیه شده در مرحله  ابتدایی (جهت افزایش اصطکاک بین الیاف در فتیله ریسندگی) کمی فر و موج داده می شود و سپس در اندازه مورد نظر بصورت الیاف غیر ممتد قطع می گردند .

الیاف پنبه در مقایسه با الیاف طبیعی دیگر دارای طول متوسط کوتاهتری می باشند . بنابراین ریسندگی پنبه ایی را ریسندگی الیاف غیر ممتد کوتاه نیز می نامند.در ریسندگی پنبه ایی تهیه دو نوع نخ مختلف امکان پذیر است.

  1. ریسندگی نخ کارد شده:

بعد از آنکه توده الیاف از هم باز ، تمیز و در صورت لزوم در مرحله اول مخلوط شدند بروی ماشین کارد به حالت الیاف جدا از هم در آمده و سپس در کنار هم جمع می گردند تا فتیله کارد را تشکیل دهند.در مرحله بعدی تعدادی از فتیله های کارد به واحد کشش دهنده یک ماشین چند لاکنی تغذیه می شوند.کشش باعث کم شدن جرم الیاف در طول هر فتیله می شود. بدنبال آن فتیله هایی که وزنشان کم شده باهم جمع گردیده تا فتیله چندلا بدست آید. در مقایسه با فتیله کارد ، الیاف داخل فتیله چندلا بهتر در امتداد محور طولی فتیله قرار گرفته اند و نسلت بهم موازی تر هستند.

  1. ریسندگی نخ شانه شده:

در ریسندگی پنبه ایی خارج کردن الیاف کوتاه از فتیله چندلا در طی یک مرحله بیشتر توسط ماشین شانه انجام می پذیرد. شانه کردن مزایای زیر را در بر دارد:

مقدار مشخصی از الیاف بعنوان ضایعات شانه خارج می گردد . این عمل در مورد پنبه بسیار قابل ملاحظه میباشد ، چراکه پنبه بعنوان یک لیف طبیعی دارای طول های متفاوتی است . ضایعات شانه ۲۰ تا ۳۰ درصد از وزن اصلی الیاف تغذیه شده به ماشین شانه را می تواند شامل می گردد. به این ترتیب مقدار الیاف بلند درمحصول ماشین شانه افزایش می یابد. با در نظر گرفتن حد ریسندگی (ظریفترین نخی که می تواند ریسیده شود) قوانین ذیل بر قرار می گردد:

-هرچه طول الیاف بلند تر باشد نخ ظریفتری را می توان تولید نمود

 

-هرچه طول الیاف کوتاهتر باشد حد ریسندگی پایین تر قرار می گیرد.

 

بر این اساس از فتیله های شانه شده نخ ظریفتری را می توان تهیه نمود.

 

الیاف در اثر شانه شدن تمیز تر می گردند. در مقایسه با نخ های کارد شده ، نخ های شانه شده زیر دست نرم تری را دارا میباشند. این خاصیت نخ ها به پارچه ایی که از آنها تهیه شده است نیز منتقل می شود. اگر در یک منسوج نهایی از نخ های شانه شده استفاده شود بروی شناسه آن درج میگردد.انجام این عمل در مورد نخ های کارد شده معمول نیست.

نخ های تهیه شده در ریسندگی پنبه ایی دارای مقاومت کششی تا حدودی زیاد و زیردست مناسب میباشند. علاوه بر نخ های صد ردصد پنبه ایی ، نخ هایی با مخلوط الیاف پنبه ویسکوز ، پنبه پلی استر و پنبه کتان نیز اغلب در ماشین های گردباف استفاده می گردند. همچنین نخ های صد در صد ویسکوز یا پلی استر نیز بکار گرفته می شوند.

  1. ریسندگی پشمی:

این نوع ریسندگی کوتاهترین روش در چهارنوع ریسندگی بوده و با توجه به الیاف مورد استفاده به گروه ریسندگی الیاف غیر ممتد بلند تعلق دارد. در ریسندگی پشمی برای تهیه نخ مراحل عملیاتی کمی انجام می پذیرد . در طی این مراحل از عملیات شانه شدن استفاده نمی گردد. بطور کلی الیاف غیر ممتد بصورت خالص یا مخلوط در این نوع ریسندگی بکار گرفته می شوند. الیاف کوتاه و بلند در عمل جداگانه ریسیده می شوند.

نخ های پشمی در محدوده ضخیم ترین نخ ها قرار میگیرند. نخها بطور نسبی دارای تاب کمی هستند بنابراین پفکی بوده و زیر دست بسیار نرمی دارند.جهت تقویت این خاصیت نخ ، بطور معمول از الیاف نرم در مخلوط الیاف استفاده می شود. بهرحال نخ های پشمی در مقایسه دارای مقاومت کششی کمتری هستند.به همین دلیل نخ های پشمی جهت تشکیل حلقه بروی ماشین های گردباف باسرعت بالا مناسب نیستند.استفاده از این نخ ها زمانی منطقی است که پارچه ایی نرم و حجیم مورد نظر باشد.

 

 

ماشینهای بافندگی با سیستم پود گذاری معمولی:

در این ماشین ها پود گذاری توسط ماکویی که در داخل آن ماسوره نخ پود قرار دارد انجام میشود.

این ماشینها به طور کلی شامل ماشینهای بافندگی معمولی و اتوماتیک هستند. ماشینهای بافندگی معمولی بیشتر در بافت پارچه ای سنگین، مانند پشمی و غیره استفاده قرار می گیرد. امروزه اکثر ماشینهای بافندگی با روش پود گذاری معمولی از نوع اتوماتیک هستند.

ماشینهای بافندگی با سیستم پودگذاری غیر معمولی:

این ماشین های بافندگی به گروه های مختلفی تقسیم میشود:

  1. ماشینهای بافندگی که در آنها عمل پودگذاری توسط یک جسم پرتاب شوند انجام می شود. پود گذاری در این ماشینها یا توسط ماکوی گیره ای که فاقد ماسوره است و در دو سر ماکو گیره هایی تعبیه شده و یا توسط جسم پرتاب شونده گیره دار کوچکی که ابتدای نخ پود را می گیرد و به داخل دهنه می کشد انجام می شود.

۲. ماشینهای بافندگی که به طور مثبت پود گذاری می کنند. این ماشینها دارای گیره هایی هستند که توسط تسمه و یا میله به داخل دهنه رفته و نخ پود را وارد می کنند.

  1. ماشینهای بافندگی جت- این نوع ماشینها به وسیله جت آب و یا جت هوا نخ پود را به داخل دهنه وارد می کند.
  2. ماشینهای بافندگی چند فازی- در این ماشینها همزمان چند دهنه به صورت سری و یا موازی تشکیل می شود و چند پود را وارد دهنه می کند.

ماشین های بافندگی با ماکو:

در گذشته ماشینهای بافندگی معمولاً یک پارچه می بافتند و عرض شانه ماشین های بافندگی نسبت به هم سرعت ماشین یعنی دور در دقیقه ماشین و یا تعداد پودهای بافته شده در دقیقه انجام می شد به طور مثال ماشینهای بافندگی برای بافت پارچه هایی است که به  روش پنبه ای ساخته می شدند و در نتیجه پارچه تکمیل شده با عرض ۹۰ یا ۱۰۰ سانتی متر تولید می شد. ماشینهای تکمیل این نوع منسوج، مثلاً ماشین چاپ وغیره نیز دارای عرضهای متناسب با پارچه مربوط بودند.

ماشینهایی که برای بافت پارچه های فاستونی به کار می رفت، دارای عرض ۱۶۰ سانتی متر یا ۱۷۰ سانتی متر بودند که پارچه تکمیل شده با عرض ۱۵۰ یا ۱۵۵ سانتی متر تولید کردند. بدین ترتیب اگر دو ماشین بافت پارچه پنبه ای از نظر تولید با یکدیگر مقایسه می شدند، واضح بود که ماشین با سرعت میل لنگ بیشتر، تولید بیشتری ارائه می داد. این دلیل در مورد پارچه های فاستونی نیز مصداق پیدا می کرد، با به بازار آمدن ماشینهای ماکو که یکی از مزایای آنها امکان بافت چند عرض پارچه در یک ماشین بود مقایسه سرعت ماشینها (منظور سرعت میل لنگ یا محور اصلی و یا دقیق آنهاست) به منظور بررسی میزان تولید آنها نمی توانست صحیح باشد.

از این رو معیار دیگری برای مقایسه این ماشینها در نظر گرفته شد که توان پودگذاری ماشین می باشد.

در ماشینهای بافندگی با ماکو، در ارتباط نزدیک با سرعت ماکو است. به عبارت دیگر اگر در نظر باشد که سرعت ماشین بافندگی افزایش یابد لازم است که سرعت ماکو نیز به طور متناوب افزایش یابد. زیرا در یک دور میل لنگ عملیات مختلفی برای بافت یک پود انجام می شود که این

عملیات طبق دیاگرام زمانی، ماشین، باید در زمانهای معین شروع و خاتمه یابد. عمده ترین این عملیات به ترتیب عبارت است از: تشکیل دهنه، پودگذاری،ؤ دفتین زدن، باز شدن نخ، و پیچیدن پارچه و عملیات مربوط به کنترل و اتوماسیون که دایره زمانی را تشکیل می دهند. اگر حداکثر سرعت ماشینهای با ماکوی فعلی را در ۲۲۰ دور در دقیقه در نظر بگیریم یک دور گردش میل لنگ تقریباً ۲۲۰/۶۰ ثانیه طول می کشد و کلیه عملیات ذکر شده می بایستی در این زمان انجام شود.

 

در تکمیل های شیمیایی از یک یا چندین نوع مواد شیمیایی استفاده میشود تا ظاهر و زیر دست پارچه بهبود یابد و یا خواصی در آن ایجاد شود که فاقد آن بوده است.

تکمیل های ضد نمدی:

بر روی پارچه های پشمی انجام میشود، زیرا الیاف پشم به دلیل ساختار فلس دار، همواره به درهم و برهم شدن و یا نمدی شدن تمایل دارند بدون این که برگشت به حالت اولیه امکان پذیر باشد.

عملیات مورد استفاده برای جلوگیری از نمدی شدن پشم به سه دسته تقسیم میشوند:

عملیات تاثیر گذار روی پشم برای تغییر خواص مکانیکی فلس ها.

رزین های سنتتیک که فلس ها را میپوشانند.

ترکیب عملیاتی که از یک طرف فلس ها را تخریب میکند و از طرف دیگر با رزین آنها را میپوشانند.

تکمیل ضد چروک:

الیاف سنتتیک را میتوان، به دلیل خاصیت ترمو پلاست، با تثبیت حرارتی، ضد چروک کرد و در آن پلیسه دائمی ایجاد نمود.چنین خاصیتی در الیاف طبیعی وجود ندارند. بنابراین، تکمیل ضد چروک بر روی پارچه های پنبه ای، مصنوعی و پشمی انجام میشود.

تکمیل ضد چروک با غوطه ور کردن پارچه داخل حمام محتوی رزین سنتتیک که تحت تاثیر حرارت پلیمریزه (تثبیت) میشود امکان پذیر است.

تکمیل ضد حریق (نسوز):

ضد حریق کردن عملی است که از سوختن و مشتعل شدن مواد قابل اشتعال جلوگیری میکند و یا سرعت انتشار شعله را کاهش میدهد.

این عملیات بر روی پارچه های مورد استفاده در دکوراسیون داخلی، پدره ای، توری، لباس کار و … انجام میشود.

تکمیل آمپرمابل یا غیر قابل نفوذ و برای نفوذ ناپذیری هوا در پارچه:

هدف نفوذ ناپذیر کردن پارچه در برابر آب و هوا است.

برای این منظور پارچه در مایع هیدروفوب یا آبگریز مانند رزی های طبیعی یا سنتتیک غوطه ور میکنند تا منفذ های آن مسدود شوند.

تکمیل والک:

این تکیمل بر روی الیاف حیوانی (پشم، کشمیر، موهر) و همچنین اکریلیک انجام میشود.

هدف آن بهبود خواصی است در تریکو مانند:

نرمی، لطافت، حجم و … برای این منظور از طریق مالش سطحی تریکو داخل ماشین های صنعتی، الیاف در سطح پارچه حرکت شده تا پارچه به میزان خفیفی نمدی شود.

عوامل متعددی مانند ظرافت نمره نخ، تاب نخ، تراکم پارچه، طرح بافت، جنس پارچه، ساختار پارچه و عملیات تکمیلی انجام شده بر روی پارچه بر خصوصیات پارچه تاثیر میگذارند که در ادامه، اثر این عوامل مورد بررسی قرار میگیرد.

ظرافت نخ:

ظرافت نخ بر وزن، ضخامت و زیر دست پارچه تاثیر میگذارد.

هرچه نخ های مورد استفاده در پارچه ظریف تر باشند پارچه سبک تر خواهد بود. بنابراین، از دو پارچه با تراکم و طرح بافت یکسان، اما ظرافت نخ متفاوت، پارچه ای که از نخهای ظریفتر بافته شده باشد سبکتر از پارچه ای است که از نخ های ضخیم بافته شده باشد.

پارچه های بافته شده از نخ های ضخیم، ضخیمتر از پارچه های بافته شده از نخ های ظریف هستند. پارچه های بافته شده از نخ های ظریف، نسبت به پارچه های بافته شده از نخ های ضخیم، دارای زیردست صافتر و نرمتری هستند.

تاب نخ:

تاب نخ بر ضخامت و زیر دست پارچه و همچنین میزان ایجاد پرز دانه در پارچه اثر میگذارد. از آنجایی که نخ هایی با تاب کم، پفکی و حجیم هستند، لذا پارچه های بافته شده از این نخ ها از پارچه های بافته شده از نخ های با تاب زیاد ضخیم ترند.

از آنجایی که نخ هایی با تاب کم، حجیم و نرم و صافند و نخ هایی با تاب زیاد توپر، ضخیم و زبرند بنابراین پارچه های پارچه های بافته شده از نخ هایی با تاب کم دارای زیر دست صاف و نرمتری هستند.

با افزایش تاب نخ، اتصال و چسبندگی الیاف به یکدیگر افزایش میابد و الیاف به راحتی از نخ خارج نمیشوند، لذا احتمال ایجاد پرزدانه در سطح پارچه بافته شده از نخ های با تاب زیاد، کاهش می یابد . در مقابل، پارچه بافته شده از نخ های با تاب زیاد، شق و رق تر و قابلیت آویزش آن کمتر است.

 

   تراکم پارچه:

تراکم پارچه بر وزن، استحکام، زیردست، چروک پذیری، میزان عبور هوا و پوشانندگی پارچه اثر می گذارد. از دو پارچه ای که دارای ظرافت نخ و طرح بافت یکسان، اما تراکم متفاوت اند، پارچه ای که تراکم آن بیشتر باشد سنگین تر از پارچه ایی است که تراکم آن کمتر است. بنابراین، با افزایش تراکم پارچه، وزن پارچه افزایش می یابد.

هرچه تراکم پارچه بیشتر باشد، استحکام آن افزایش می یابد. به عبارت دیگر، پارچه در برابر اعمال نیرو، از خود مقاومت بیشتری نشان میدهد و تغییر شکل کمتری در آن ایجاد می شود.

هرچه تراکم پارچه بیشتر باشد، چون فضای میان نخ  ها کمتر است، پارچه سفت تر و شق تر به نظر میرسد. برعکس، هرچه تراکم پارچه کمتر باشد، به دلیل فضای بیشتر میان نخ ها، پارچه نرمتر و انعطاف پذیرتر به نظر می رسد.

پارچه های تاری  پودی با تراکم کم، در مقایسه با پارچه های با تراکم زیاد، کمتر چروک می شوند.

هرچه تراکم پارچه کمتر باشد، چون فضای میان نخ ها در پارچه بیشتر است، منافذ پارچه بیشتر می شود و هوا به راحتی از این منافذ عبور میکند. بنابراین، در پارچه های با تراکم کم، جریان هوا از میان پارچه به راحتی و بیشتر صورت می گیرد.

هرچه تراکم پارچه بیشتر باشد، چون فضای میان نخ ها در پارچه کمتر است میزان پوشانندگی پارچه بیشتر می شود. به عبارت دیگر، پارچه از منافذ کمتری برخوردار می شود.

طرح بافت:

طرح بافت پارچه بر زیردست پارچه اثر می گذارد. برای مثال، پارچهٔ با طرح بافت ساتین، نسبت به پارچهٔ با طرح بافت تافته دارای زیردست

 صاف تر و نرم تری است.

زیرا در طرح بافت ساتین، میزان اتصال و درگیری نخ ها در پارچه کمتر است. در نتیجه ناهمواری های سطح پارچه کمتر و انعطاف پذیری پارچه بیشتر است.

جنس پارچه:

جنس پارچه بر زیردست و چروک پذیری پارچه اثر می گذارد.

جنس الیاف و نخی که پارچه از آن تهیه می شود بر صافی یا زبری پارچه اثر می گذارد. برای مثال، پارچهٔ پشمی در مقایسه با پارچهٔ پنبه ای، زبر است و این به دلیل وجود فلس در سطح الیاف پشم و ایجاد ناهمواری و اصطکاک سطحی است.

پارچه های پشمی، ابریشمی و پارچه های از جنس پلی استر، در مقایسه با پارچه های پنبه ای و پارچه های از جنس ویسکوز کمتر چروک می شوند و چروک ایجاد شده در آنها سریع تر و بهتر از بین می رود. به عبارت دیگر، چنین پارچه هایی برگشت پذیر یشان از چروک بیشتر است. همچنین، پارچه های از جنس الیاف مصنوعی، در مقایسه با پارچه های از جنس الیاف سلولزی، چروک پذیری کمتری دارند و چروک ایجاد شده در آنها سریع تر از بین می رود.

ساختار پارچه:

ساختار پارچه بر ضخامت، زیردست وچروک پذیری پارچه اثر می گذارد.

معمولاً پارچه های حلقوی، به ویژه پارچه های حلقوی پودی، از پارچه های تاری  پودی ضخیمتر هستند.

پارچه های حلقوی، در مقایسه با پارچه های تاری  پودی، انعطاف پذیرترند و در نتیجه زیردست نرم تری دارند.

پارچه های حلقوی، در مقایسه با پارچه های تاری  پودی، کمتر چروک می شوند.

عملیات تکمیلی انجام شده بر روی پارچه:

عملیات تکمیلی بر زیردست پارچه اثر میگذارد. برای مثال، استفاده از آهار، به سفت شدن پارچه کمک می کند و انعطاف پذیری آن را کاهش میدهد. در حالی که استفاده از مواد نرم  کننده، موجب افزایش انعطاف پذیری و نرمی پارچه می گردد.

 

پارچه جز اصلی تشکیل دهنده لباس است و الیاف پارچه به دو دسته الیاف طبیعی و مصنوعی تقسیم میشود که الیاف طبیعی شامل ابریشم، کتان، پنبه، پشم و الیاف مصنوعی که نایلون، پلی استر، ریون و ویسکوز مهم ترین انواع آن هستند که به طور کلی دسته بندی کلی پارچه را تشکیل میدهند.

در زیر تعدادی از پارچه ها را به طور مختصر مورد بررسی قرار میدهیم:

پارچه لی: پارچه لی در واقع همان پارچه جین است که در ایران به نام برند آن یعنی لی معروف شده است. انوع آن شامل نخی، کاغذی، ضخیم، کشی و غیر کشی میباشد. این پارچه دارای استحکام و مقاومت بالایی میباشد و در دوخت انواع مانتو، شلوار، کیف و کفش بسیار کاربرد دارد. برای رنگ کردن آن از گیاهان استفاده میکنند.

پارچه نخی: پارچه نخی، همان پارچه پنبه ای میباشد که در زبان عامیانه به آن نخی گفته میشود. از ویژگی های آن میتوان خنکی، سبک بودن، بدون  ایجاد حساسیت و گوله نشدن را اشاره کرد. این پارچه به دلیل تبادل هوا مناسب فصل بهار و تابستان است. با توجه به الیاف در سه نوع طبعی و مصنوعی و مختلط وجود دارد.

پارچه جیر: جیر نوعی چرم نازک است که از پوست بز، گوزن، گوسفند و گوساله در طی فرایند خاص و تبدیل سطح گوشتی آن به حالت مخملی ساخته میشود. به دلیل کثیف شدن سریع جیر باید از هرگونه خاک  و چربی دور نگه داشته شود.

لمه: لمه از الیاف رنگی و نخ براق ساخته شده است. این نوع پارچه در بین بانوان به دلیل زیبایی آن بسیار محبوب میباشد و برای دوخت انواع لباس مجلسی به دلیل خوش ایست بودن استفاده میشود.

فاستونی: از پشم، مخلوط پشم و پلی استر، مخلوط پشم و کرک به عنوان مواد اولیه فاستونی استفاده میشود. فاستونی در تولید انواع مانتو، کت و شلوار، کت و دامن و … استفاده میشود.

 

 

   

 

آرایش یافتگی ملکول های الیاف عبارت است از قرار گرفتن زنجیر طویل ملکول ها به طور موازی نسبت به محور لیف.

درجه آرایش یافتگی ملکول های الیاف طبیعی به نوع لیف بستگی دارد.

برای مثال رامی و کنف هر دو الیاف سلولزی هستند و زنجیر های ملکولی آنها آرایش یافته است. در نتیجه نسبت به پنبه دارای استحکام بیشتری است.

اما در مورد الیاف مصنوعی، تقریبا درجه آرایش یافتگی کنترل شدنی است.

درجه آرایش یافتگی در اثر کشش افزایش میابد.

مثلا ملکول های یک رشته نایلون که بد

ون کشش از رشته ساز خارج میشوند، موازی نیستند. در اثر کششی که به آنها داده میشود، ملکول ها آرایش میابند؛ یعنی الیاف باهم موازی میشوند و به موازات محور لیف قرار میگیرند.

در نتیجه، الیاف تبلور بیشتری پیدا میکنند و به این ترتیب، خصوصیات لیف تغییر میابد.

به طور کلی آرایش ملکول ها بر خاصیت الیاف تاثیر زیادی دارد.

تاثیراتی که آرایش ملکولی بر الیاف دارد:

هرچه درجه آرایش یافتگی ملکول ها بیشتر باشد، استحکام الیاف بیشتر میشود.

هرچه درجه آرایش یافتگی در الیاف بیشتر باشد، ازدیاد طول آن تا حد پاره شدن کمتر میشود.

هرچه درجه آرایش یافتگی الیاف بیشتر باشد، خاصیت شککندگی الیاف بیشتر است.

هرچه میزان آرایش یافتگی الیاف بیشتر باشد، خاصیت درخشندگی الیاف بیشتر میشود.

هرچه درجه آرایش یافتگی الیاف بیشتر باشد، جذب رطوبت الیاف کمتر میشود.

 

 

 

برای ریسندگی پشم  در آغاز الیاف رنگی و سفید منتقل می‌شود برای ریسندگی آماده می‌شوند الیاف را با دست باز می‌کنند و با آب و روغن مخلوط می‌کنند برای جلوگیری از الکتریسیته و حالت پیوستگی این عمل صورت می‌گیرد ( ph خنثی)، 24 ساعت می‌ماند و بعد از دستگاه ولف عبور می‌دهند که باعث باز شدن الیاف از هم یعنی حلاجی می‌شود و به دستگاه کاردینگ (شانه‌کاری) فرستاده می‌شود. این دستگاه پشمها را شانه می‌کند و ناخالصیها، خاک، خاروخاشاک، کثیفی‌ها را می‌گیرد و تولید نیمچه نخ می‌کند.

نمره نخ را در ابتدای کارد اول در دستگاه شانه‌کاری اندازه می‌گیرند

. در ریسندگی پشم دستگاه‌های زیر در مراحل گوناگون بکار می‌روند:

  • دستگاه شانه‌کاری (کاردینگ): سه قسمت دارد کارد اول: از بین بردن ضایعات پشم، کار دوم: بازهم از بین بردن ضایعات و خاروخاشاک پشم خیلی بیشتر از کارد اول، کارد سوم: که پشم را به صورت نخ خامه (نیمچه نخ) در می‌آورد.
  • دستگاه تمام‌تاب (رینگ): این دستگاه نخ راتا به صورت یک لا در می‌آورد (برای خامه خالی 120 تا 160 تاب) هر چه سرعت دستگاه تمام‌تاب را کم کنیم تاب نخ زیادتر می‌شود.
  • دستگاه دولاتاب: دوباره هر نخ یک لا با هم ترکیب شده و دولا می‌شود و بیشتر این کار به خاطر استحکام صورت می‌گیرد.
  • دستگاه کلاف کن: برای بسته بندی و همانطور که از نامش پیداست نخها را به صورت کلاف در می‌آورد.
  • دستگاه بقچه‌کن: برای بقچه کردن نخهای کلاف شده می‌باشد.
  •  

آخرین نکته مرحله در فرش مرحله سرویس است که سه قسمت کار می‌باشد: اول درست کردن بافت اشتباه (مرمت)، دوم رفوکاری، سوم ریشه فرش که این ریشه فرش به چند صورت گره می‌خورد:

 1- گره نخودی 2- گره مدل گیس 3- دوگره.

 

 

تمیز کردن الیاف نساجی برای ریسندگی و ورود به مرحله حلاجی:

همانگونه که میدانید الیاف نباتی و حیوانی نسبت به سایر الیاف غیرطبیعی (مصنوعی) دارای ناخالصی هایی میباشند که بایستی از سطح الیاف برداشته و یا دور شوند.مثلا در غوزه ی پنبه علاوه بر تخم پنبه، هنگام چیدن غوزه و یا حمل آنها پس از چیدن، مقادیری از تکه های برگ خشک غوزه و یا گرد و خاک ناشی از حمل و نقل بر روی سطح الیاف پنبه میچسبد که میبایستی این اضافات گرفته شوند.

به همین منظور، این الیاف را از ماشین های مخصوص عبور میدهند و توسط زننده های مختلف تا حدودی این ناخالصی ها بر طرف میشوند و نهایتا در قسمت حلاجی که ابتدا و شروع کار یک واحد تولیدی نساجی می باشد، الیاف کاملا حلاجی شده و علاوه بر برطرف شدن کامل ضایعات، الیاف باز میشوند(پوش میشوند)که اغلب در حلاجی های دستی و خانگی از جمله به هنگام تهیه لحاف و توسط لحاف دوز ها این عمل کار را دیده اید.

 

 

 

ریسندگی:

ریسندگی مجموع عملیات ضروری برای تبدیل الیاف به نخ.

نخ های تولیدی ریسندگی به نخ های ریسیده از الیاف موسوم است.

دو نوع ریسندگی وجود دارد:

­_ ریسندگی الیاف کوتاه از نوع پنبه: ریسندگی الیاف كوتاه شامل کلیه عملیاتی است که بر روی الیاف پنبه والیاف مصنوعی مشابه پنبه(از جهت طول) انجام می‌شود تا آن را تبدیل به نخ یک لای ریسیده شده کند. ریسندگی الیاف كوتاه در سه سیستم فاستونی،نیمه فاستونی و پشمی قابل انجام است. 

_ ریسندگی الیاف بلند از نوع پشم

اصول کار و تجهیزات در این دو نوع تا حدودی مشابه است ولی تنظیمات ماشین ها عمدتا تغییر میکند.

الیاف پنبه و پشم به طور فشرده به شکل عدل به کارخانجات ریسندگی ارسال میشود.

 

 

مراحل ریسندگی:

مرحله اول : آماده سازی مواد اولیه
بازکردن و جدا کردن عدل ها
با استفاده از دستگاه های عدل شکن و بازکننده مجموعه الیاف فشرده به الیاف باز تبدیل میشوند.

دومین مرحله : مخلوط کن و زننده
مجموعه ای از عملیات مکانیکی به صورت پیوسته انجام میشود که هدف آن :
_ مخلوط کردن الیافی است که ممکن است از نواحی مختلف تهیه شده باشند.
_ جدا کردن و تا حدودی موازی کردن الیاف.
_ حذف ناخالصی ها.

سومین مرحله : عمل کارد
الیاف باز شده مرحله قبل به ماشین کارد تغذیه میشود.با عبور از بین پوشش های سوزنی متالیک، سیلندر بزرگ و کلاهک و همچنین سیلندر بزرگ و دافر در حال چرخش است، الیاف با یکدیگر موازی میشوند.به عبارت دیگر در این مرحله، الیاف کاملا باز شده و هم چنین ناخالصی ها و الیاف کوتاه نیز جدا میشوند.
الیاف خارج شده از دستگاه کارد، به شکل تار عنکبوتی و در ادامه به شکل فتیله ظاهر میشود.

چهارمین مرحله : چند لا کنی و کشش
با چند لا کردن فتیله و کشش در ماشین چند لا کنی موترد زیر حاصل میشود :
_ عمل موازی شدن الیاف ادامه می یابد، زیرا در فتیله کارد الیاف هنوز کاملا با یکدیگر موازی نیستند.
_ با مخلوط کردن و کشش دادن چند فتیله، فتیله یکنواخت به دست می آید.

پنجمین مرحله : نیم تاب و تمام تاب
در این مرحله کشش فتیله تا تشکیل نخ ادامه دارد و پیوستگی الیاف به وسیله تاب تامین میشود.برای این منظور عملیات زیر انجام میشود:
_ فتیله به وسیله دستگاهی به سم فلایر با اعمال کشش و کمی تاب به نیمچه نخ تبدیل میشود.
_ نیمچه نخ به وسیله دستگاه تمام تاب با اعمال کشش و تاب به نخ نهایی تبدیل شده و بر روی ماسوره ریسندگی پیچیده میشود.

ششمین مرحله : بوبین پیچی
در این مرحله نخ های چندین ماسوره به هم گره زده شده و بسته بزرگتری به شکل بوبین ایجاد میشود.
در طول این عملیات نقاط ظعیف نخ پاره شده و نخ به صورت دستی و یا اتوماتیک گره زده میشود.
همچنین نخ های مورد مصرف در کش بافی را میتوان در این مرحله به مواد پارافینی آغشته کرد.
به این ترتیب نخ کارد شده به دست می آید.