نوشته‌ها

پارچه متقال چیست ؟

پارچه ای است که فقط به صورت خام وجود دارد و هیچ نوع عملیات رنگ و تکمیلی روی آن انجام نشده است.

اما اکنون پارچه های متقال رنگی هم در بازار موجود هستند.

متقال در ابتدا فقط به پارچه 100 دصد پنبه ای گفته می شد اما الان در بازار متقال موادی هم وجود دارد.
در ابتدا با بافندگی دو مجموعه از پارچه های پنبه ای، یا پر کننده ها، روی تارهای کتان ساخته شده است، که در دوران
قرون وسطای اروپا بسیار محبوب بوده است.

این نوع پارچه از خانوادٔه کرباس است اما از کرباس لطیف تر است.

پارچه متقال به دلیل پرز ندادن و جذب رطوبت برای گردگیری و نظافت منزل بسیار مناسب است.

متقال سبک، مقاوم و محکم است و پارچٔه خنکی است.
هنگامی که خیس باشد محکم تر می شود.

نرم است و به راحتی اتو می شود.

دوخت این پارچه بسیار راحت است.
متقال پنبه ای از تار و پود پنبه صددرصد بافت می شود که با توجه به گرماژ آن و همچنین عرض پارچه دارای قیمت
متفاوتی است این نوع متقال با کیفیت ترین نوع متقال می باشد.
متقال های موادی پارچه هایی هستند که در الیاف آن از پلی استر و فلامنت استفاده می شود.

آنها هم گرماژ متفاوتی دارندو با توجه به درصد استفاده از پلی استر در آن کیفیت متفاوتی دارند.

قیمت پارچه های متقال بسته به نوع کاربردشان دارای عرضهای 90 الی 300 سانتیمتر بافته می شوند که عمدتا به صورت طاقه ای در بازار به فروش می روند.

گردگیری با پارچه متقال

مشکل خانم ها در نظافت منزل دستمال های گردگیری مباشند.

که درای پرز بوده و پس از تمیزی، پرز ها برروی سطوح اثر خود را به جا می گذارند.

در اینه صورت تمیزی سطوح خود را نشان نمی دهد.

حتی در بعضی از موارد دستمال ها به خوبی آب ر ابه خود جذب نمی کنند.

نتیجه آن وجود لکه برروی سطوح می باشد.

برای تهیه دستمال مخصوص گردگیری با استفاده از پارچه متقال به این صورت عمل کنید:

که یک قابلمه را از آب پر نموده و و کمی وازلین دورن آن بریزید.
پارچه متقال را تکه تکه کرده و در آب بیندازید و منتظر بمانید تا آب به جوش آید سپس پارچه را در آورید.

پارچه مخصوص گردگیری بدون هیچ گونه پرز و به جا گذاشتن لکه ای آماده بوده.

و شما به راحتی می توانید به نظافت منزل بپردازید.

و همچنین با این روش می توانید دستمال های گردگیری بسیاری با استفاده از پارچه متقال داشته باشید.

🔻 پارچه ترگال و کجراه سفید
مناسب جهت روپوش آشپزی و روپوش پرستاری
.
🔹تار : پلی استر ویسکوز

🔹پود : فیلامنت

🔻عرض ۱۵۰ سانتی متر
🔻 ترگال در وزن ۲۴۰ گرم و کجراه در وزن ۲۸۵ گرم
.
.
🔶 بافت و تکمیل انواع پارچه بیمارستانی در رنگهای آبی ، صورتی ، سفید و سبز بیمارستانی. .

🔶 ترگال ساده و ترگال کجراه تترون و فیلامنت .
🔶به صورت طاقه های کتابی و رول .
.
.
راه های ارتباطی :
📱 09136092155
☎03132120237
.
.
🔸بافت و تکمیل پارچهبیمارستانی

🔸عرضه کلیه منسوجات کارخانجات معتبر استان اصفهان

🔸پذیرش کلیه سفارشات بافندگی ؛ رنگرزی و تکمیل پارچه
🔸ارسال به سراسر کشور
بافت انواع پارچه متقال در عرض های مختلف برای انواع مصارف
.

تترون ترگال کجراه ترگال کجراه ترگال بیمارستانی

متقال کیسه برنج اپیلاسیون کفن ساکدستی آستر تشک آسترمبل آستر_پرده گیوه

ماشینهای بافندگی با سیستم پود گذاری معمولی:

در این ماشین ها پود گذاری توسط ماکویی که در داخل آن ماسوره نخ پود قرار دارد انجام میشود.

این ماشینها به طور کلی شامل ماشینهای بافندگی معمولی و اتوماتیک هستند. ماشینهای بافندگی معمولی بیشتر در بافت پارچه ای سنگین، مانند پشمی و غیره استفاده قرار می گیرد. امروزه اکثر ماشینهای بافندگی با روش پود گذاری معمولی از نوع اتوماتیک هستند.

ماشینهای بافندگی با سیستم پودگذاری غیر معمولی:

این ماشین های بافندگی به گروه های مختلفی تقسیم میشود:

  1. ماشینهای بافندگی که در آنها عمل پودگذاری توسط یک جسم پرتاب شوند انجام می شود. پود گذاری در این ماشینها یا توسط ماکوی گیره ای که فاقد ماسوره است و در دو سر ماکو گیره هایی تعبیه شده و یا توسط جسم پرتاب شونده گیره دار کوچکی که ابتدای نخ پود را می گیرد و به داخل دهنه می کشد انجام می شود.

۲. ماشینهای بافندگی که به طور مثبت پود گذاری می کنند. این ماشینها دارای گیره هایی هستند که توسط تسمه و یا میله به داخل دهنه رفته و نخ پود را وارد می کنند.

  1. ماشینهای بافندگی جت- این نوع ماشینها به وسیله جت آب و یا جت هوا نخ پود را به داخل دهنه وارد می کند.
  2. ماشینهای بافندگی چند فازی- در این ماشینها همزمان چند دهنه به صورت سری و یا موازی تشکیل می شود و چند پود را وارد دهنه می کند.

ماشین های بافندگی با ماکو:

در گذشته ماشینهای بافندگی معمولاً یک پارچه می بافتند و عرض شانه ماشین های بافندگی نسبت به هم سرعت ماشین یعنی دور در دقیقه ماشین و یا تعداد پودهای بافته شده در دقیقه انجام می شد به طور مثال ماشینهای بافندگی برای بافت پارچه هایی است که به  روش پنبه ای ساخته می شدند و در نتیجه پارچه تکمیل شده با عرض ۹۰ یا ۱۰۰ سانتی متر تولید می شد. ماشینهای تکمیل این نوع منسوج، مثلاً ماشین چاپ وغیره نیز دارای عرضهای متناسب با پارچه مربوط بودند.

ماشینهایی که برای بافت پارچه های فاستونی به کار می رفت، دارای عرض ۱۶۰ سانتی متر یا ۱۷۰ سانتی متر بودند که پارچه تکمیل شده با عرض ۱۵۰ یا ۱۵۵ سانتی متر تولید کردند. بدین ترتیب اگر دو ماشین بافت پارچه پنبه ای از نظر تولید با یکدیگر مقایسه می شدند، واضح بود که ماشین با سرعت میل لنگ بیشتر، تولید بیشتری ارائه می داد. این دلیل در مورد پارچه های فاستونی نیز مصداق پیدا می کرد، با به بازار آمدن ماشینهای ماکو که یکی از مزایای آنها امکان بافت چند عرض پارچه در یک ماشین بود مقایسه سرعت ماشینها (منظور سرعت میل لنگ یا محور اصلی و یا دقیق آنهاست) به منظور بررسی میزان تولید آنها نمی توانست صحیح باشد.

از این رو معیار دیگری برای مقایسه این ماشینها در نظر گرفته شد که توان پودگذاری ماشین می باشد.

در ماشینهای بافندگی با ماکو، در ارتباط نزدیک با سرعت ماکو است. به عبارت دیگر اگر در نظر باشد که سرعت ماشین بافندگی افزایش یابد لازم است که سرعت ماکو نیز به طور متناوب افزایش یابد. زیرا در یک دور میل لنگ عملیات مختلفی برای بافت یک پود انجام می شود که این

عملیات طبق دیاگرام زمانی، ماشین، باید در زمانهای معین شروع و خاتمه یابد. عمده ترین این عملیات به ترتیب عبارت است از: تشکیل دهنه، پودگذاری،ؤ دفتین زدن، باز شدن نخ، و پیچیدن پارچه و عملیات مربوط به کنترل و اتوماسیون که دایره زمانی را تشکیل می دهند. اگر حداکثر سرعت ماشینهای با ماکوی فعلی را در ۲۲۰ دور در دقیقه در نظر بگیریم یک دور گردش میل لنگ تقریباً ۲۲۰/۶۰ ثانیه طول می کشد و کلیه عملیات ذکر شده می بایستی در این زمان انجام شود.

 

در تکمیل های شیمیایی از یک یا چندین نوع مواد شیمیایی استفاده میشود تا ظاهر و زیر دست پارچه بهبود یابد و یا خواصی در آن ایجاد شود که فاقد آن بوده است.

تکمیل های ضد نمدی:

بر روی پارچه های پشمی انجام میشود، زیرا الیاف پشم به دلیل ساختار فلس دار، همواره به درهم و برهم شدن و یا نمدی شدن تمایل دارند بدون این که برگشت به حالت اولیه امکان پذیر باشد.

عملیات مورد استفاده برای جلوگیری از نمدی شدن پشم به سه دسته تقسیم میشوند:

عملیات تاثیر گذار روی پشم برای تغییر خواص مکانیکی فلس ها.

رزین های سنتتیک که فلس ها را میپوشانند.

ترکیب عملیاتی که از یک طرف فلس ها را تخریب میکند و از طرف دیگر با رزین آنها را میپوشانند.

تکمیل ضد چروک:

الیاف سنتتیک را میتوان، به دلیل خاصیت ترمو پلاست، با تثبیت حرارتی، ضد چروک کرد و در آن پلیسه دائمی ایجاد نمود.چنین خاصیتی در الیاف طبیعی وجود ندارند. بنابراین، تکمیل ضد چروک بر روی پارچه های پنبه ای، مصنوعی و پشمی انجام میشود.

تکمیل ضد چروک با غوطه ور کردن پارچه داخل حمام محتوی رزین سنتتیک که تحت تاثیر حرارت پلیمریزه (تثبیت) میشود امکان پذیر است.

تکمیل ضد حریق (نسوز):

ضد حریق کردن عملی است که از سوختن و مشتعل شدن مواد قابل اشتعال جلوگیری میکند و یا سرعت انتشار شعله را کاهش میدهد.

این عملیات بر روی پارچه های مورد استفاده در دکوراسیون داخلی، پدره ای، توری، لباس کار و … انجام میشود.

تکمیل آمپرمابل یا غیر قابل نفوذ و برای نفوذ ناپذیری هوا در پارچه:

هدف نفوذ ناپذیر کردن پارچه در برابر آب و هوا است.

برای این منظور پارچه در مایع هیدروفوب یا آبگریز مانند رزی های طبیعی یا سنتتیک غوطه ور میکنند تا منفذ های آن مسدود شوند.

تکمیل والک:

این تکیمل بر روی الیاف حیوانی (پشم، کشمیر، موهر) و همچنین اکریلیک انجام میشود.

هدف آن بهبود خواصی است در تریکو مانند:

نرمی، لطافت، حجم و … برای این منظور از طریق مالش سطحی تریکو داخل ماشین های صنعتی، الیاف در سطح پارچه حرکت شده تا پارچه به میزان خفیفی نمدی شود.

عوامل متعددی مانند ظرافت نمره نخ، تاب نخ، تراکم پارچه، طرح بافت، جنس پارچه، ساختار پارچه و عملیات تکمیلی انجام شده بر روی پارچه بر خصوصیات پارچه تاثیر میگذارند که در ادامه، اثر این عوامل مورد بررسی قرار میگیرد.

ظرافت نخ:

ظرافت نخ بر وزن، ضخامت و زیر دست پارچه تاثیر میگذارد.

هرچه نخ های مورد استفاده در پارچه ظریف تر باشند پارچه سبک تر خواهد بود. بنابراین، از دو پارچه با تراکم و طرح بافت یکسان، اما ظرافت نخ متفاوت، پارچه ای که از نخهای ظریفتر بافته شده باشد سبکتر از پارچه ای است که از نخ های ضخیم بافته شده باشد.

پارچه های بافته شده از نخ های ضخیم، ضخیمتر از پارچه های بافته شده از نخ های ظریف هستند. پارچه های بافته شده از نخ های ظریف، نسبت به پارچه های بافته شده از نخ های ضخیم، دارای زیردست صافتر و نرمتری هستند.

تاب نخ:

تاب نخ بر ضخامت و زیر دست پارچه و همچنین میزان ایجاد پرز دانه در پارچه اثر میگذارد. از آنجایی که نخ هایی با تاب کم، پفکی و حجیم هستند، لذا پارچه های بافته شده از این نخ ها از پارچه های بافته شده از نخ های با تاب زیاد ضخیم ترند.

از آنجایی که نخ هایی با تاب کم، حجیم و نرم و صافند و نخ هایی با تاب زیاد توپر، ضخیم و زبرند بنابراین پارچه های پارچه های بافته شده از نخ هایی با تاب کم دارای زیر دست صاف و نرمتری هستند.

با افزایش تاب نخ، اتصال و چسبندگی الیاف به یکدیگر افزایش میابد و الیاف به راحتی از نخ خارج نمیشوند، لذا احتمال ایجاد پرزدانه در سطح پارچه بافته شده از نخ های با تاب زیاد، کاهش می یابد . در مقابل، پارچه بافته شده از نخ های با تاب زیاد، شق و رق تر و قابلیت آویزش آن کمتر است.

 

   تراکم پارچه:

تراکم پارچه بر وزن، استحکام، زیردست، چروک پذیری، میزان عبور هوا و پوشانندگی پارچه اثر می گذارد. از دو پارچه ای که دارای ظرافت نخ و طرح بافت یکسان، اما تراکم متفاوت اند، پارچه ای که تراکم آن بیشتر باشد سنگین تر از پارچه ایی است که تراکم آن کمتر است. بنابراین، با افزایش تراکم پارچه، وزن پارچه افزایش می یابد.

هرچه تراکم پارچه بیشتر باشد، استحکام آن افزایش می یابد. به عبارت دیگر، پارچه در برابر اعمال نیرو، از خود مقاومت بیشتری نشان میدهد و تغییر شکل کمتری در آن ایجاد می شود.

هرچه تراکم پارچه بیشتر باشد، چون فضای میان نخ  ها کمتر است، پارچه سفت تر و شق تر به نظر میرسد. برعکس، هرچه تراکم پارچه کمتر باشد، به دلیل فضای بیشتر میان نخ ها، پارچه نرمتر و انعطاف پذیرتر به نظر می رسد.

پارچه های تاری  پودی با تراکم کم، در مقایسه با پارچه های با تراکم زیاد، کمتر چروک می شوند.

هرچه تراکم پارچه کمتر باشد، چون فضای میان نخ ها در پارچه بیشتر است، منافذ پارچه بیشتر می شود و هوا به راحتی از این منافذ عبور میکند. بنابراین، در پارچه های با تراکم کم، جریان هوا از میان پارچه به راحتی و بیشتر صورت می گیرد.

هرچه تراکم پارچه بیشتر باشد، چون فضای میان نخ ها در پارچه کمتر است میزان پوشانندگی پارچه بیشتر می شود. به عبارت دیگر، پارچه از منافذ کمتری برخوردار می شود.

طرح بافت:

طرح بافت پارچه بر زیردست پارچه اثر می گذارد. برای مثال، پارچهٔ با طرح بافت ساتین، نسبت به پارچهٔ با طرح بافت تافته دارای زیردست

 صاف تر و نرم تری است.

زیرا در طرح بافت ساتین، میزان اتصال و درگیری نخ ها در پارچه کمتر است. در نتیجه ناهمواری های سطح پارچه کمتر و انعطاف پذیری پارچه بیشتر است.

جنس پارچه:

جنس پارچه بر زیردست و چروک پذیری پارچه اثر می گذارد.

جنس الیاف و نخی که پارچه از آن تهیه می شود بر صافی یا زبری پارچه اثر می گذارد. برای مثال، پارچهٔ پشمی در مقایسه با پارچهٔ پنبه ای، زبر است و این به دلیل وجود فلس در سطح الیاف پشم و ایجاد ناهمواری و اصطکاک سطحی است.

پارچه های پشمی، ابریشمی و پارچه های از جنس پلی استر، در مقایسه با پارچه های پنبه ای و پارچه های از جنس ویسکوز کمتر چروک می شوند و چروک ایجاد شده در آنها سریع تر و بهتر از بین می رود. به عبارت دیگر، چنین پارچه هایی برگشت پذیر یشان از چروک بیشتر است. همچنین، پارچه های از جنس الیاف مصنوعی، در مقایسه با پارچه های از جنس الیاف سلولزی، چروک پذیری کمتری دارند و چروک ایجاد شده در آنها سریع تر از بین می رود.

ساختار پارچه:

ساختار پارچه بر ضخامت، زیردست وچروک پذیری پارچه اثر می گذارد.

معمولاً پارچه های حلقوی، به ویژه پارچه های حلقوی پودی، از پارچه های تاری  پودی ضخیمتر هستند.

پارچه های حلقوی، در مقایسه با پارچه های تاری  پودی، انعطاف پذیرترند و در نتیجه زیردست نرم تری دارند.

پارچه های حلقوی، در مقایسه با پارچه های تاری  پودی، کمتر چروک می شوند.

عملیات تکمیلی انجام شده بر روی پارچه:

عملیات تکمیلی بر زیردست پارچه اثر میگذارد. برای مثال، استفاده از آهار، به سفت شدن پارچه کمک می کند و انعطاف پذیری آن را کاهش میدهد. در حالی که استفاده از مواد نرم  کننده، موجب افزایش انعطاف پذیری و نرمی پارچه می گردد.

 

پارچه جز اصلی تشکیل دهنده لباس است و الیاف پارچه به دو دسته الیاف طبیعی و مصنوعی تقسیم میشود که الیاف طبیعی شامل ابریشم، کتان، پنبه، پشم و الیاف مصنوعی که نایلون، پلی استر، ریون و ویسکوز مهم ترین انواع آن هستند که به طور کلی دسته بندی کلی پارچه را تشکیل میدهند.

در زیر تعدادی از پارچه ها را به طور مختصر مورد بررسی قرار میدهیم:

پارچه لی: پارچه لی در واقع همان پارچه جین است که در ایران به نام برند آن یعنی لی معروف شده است. انوع آن شامل نخی، کاغذی، ضخیم، کشی و غیر کشی میباشد. این پارچه دارای استحکام و مقاومت بالایی میباشد و در دوخت انواع مانتو، شلوار، کیف و کفش بسیار کاربرد دارد. برای رنگ کردن آن از گیاهان استفاده میکنند.

پارچه نخی: پارچه نخی، همان پارچه پنبه ای میباشد که در زبان عامیانه به آن نخی گفته میشود. از ویژگی های آن میتوان خنکی، سبک بودن، بدون  ایجاد حساسیت و گوله نشدن را اشاره کرد. این پارچه به دلیل تبادل هوا مناسب فصل بهار و تابستان است. با توجه به الیاف در سه نوع طبعی و مصنوعی و مختلط وجود دارد.

پارچه جیر: جیر نوعی چرم نازک است که از پوست بز، گوزن، گوسفند و گوساله در طی فرایند خاص و تبدیل سطح گوشتی آن به حالت مخملی ساخته میشود. به دلیل کثیف شدن سریع جیر باید از هرگونه خاک  و چربی دور نگه داشته شود.

لمه: لمه از الیاف رنگی و نخ براق ساخته شده است. این نوع پارچه در بین بانوان به دلیل زیبایی آن بسیار محبوب میباشد و برای دوخت انواع لباس مجلسی به دلیل خوش ایست بودن استفاده میشود.

فاستونی: از پشم، مخلوط پشم و پلی استر، مخلوط پشم و کرک به عنوان مواد اولیه فاستونی استفاده میشود. فاستونی در تولید انواع مانتو، کت و شلوار، کت و دامن و … استفاده میشود.

 

 

   

 

آرایش یافتگی ملکول های الیاف عبارت است از قرار گرفتن زنجیر طویل ملکول ها به طور موازی نسبت به محور لیف.

درجه آرایش یافتگی ملکول های الیاف طبیعی به نوع لیف بستگی دارد.

برای مثال رامی و کنف هر دو الیاف سلولزی هستند و زنجیر های ملکولی آنها آرایش یافته است. در نتیجه نسبت به پنبه دارای استحکام بیشتری است.

اما در مورد الیاف مصنوعی، تقریبا درجه آرایش یافتگی کنترل شدنی است.

درجه آرایش یافتگی در اثر کشش افزایش میابد.

مثلا ملکول های یک رشته نایلون که بد

ون کشش از رشته ساز خارج میشوند، موازی نیستند. در اثر کششی که به آنها داده میشود، ملکول ها آرایش میابند؛ یعنی الیاف باهم موازی میشوند و به موازات محور لیف قرار میگیرند.

در نتیجه، الیاف تبلور بیشتری پیدا میکنند و به این ترتیب، خصوصیات لیف تغییر میابد.

به طور کلی آرایش ملکول ها بر خاصیت الیاف تاثیر زیادی دارد.

تاثیراتی که آرایش ملکولی بر الیاف دارد:

هرچه درجه آرایش یافتگی ملکول ها بیشتر باشد، استحکام الیاف بیشتر میشود.

هرچه درجه آرایش یافتگی در الیاف بیشتر باشد، ازدیاد طول آن تا حد پاره شدن کمتر میشود.

هرچه درجه آرایش یافتگی الیاف بیشتر باشد، خاصیت شککندگی الیاف بیشتر است.

هرچه میزان آرایش یافتگی الیاف بیشتر باشد، خاصیت درخشندگی الیاف بیشتر میشود.

هرچه درجه آرایش یافتگی الیاف بیشتر باشد، جذب رطوبت الیاف کمتر میشود.

 

 

نگاهی بر سیر تحول و تطور دستگاه های بافندگی

اولین طریقه ی تولید پارچه توسط بشر عبارت بود از آویختن نخ های تار از یک چوب افقی و آویزان کردن وزنه هایی در انتهای نخ ها، به منظور ایجاد کشش در داخل نخ تار و عبور نخ پود به صورت یک بسته از لا به لای نخ های تار، تا بافت پارچه تشکیل شود.طریقه ای که بعد ها ابداع شد عبارت بود از قرار دادن نخ های تار در داخل یک چارچوب افقی، به طریقی که این نخ ها در داخل چارچوب کاملا کشیده قرار میگرفت و نخ پود از لا به لای نخ های تار عبور میکرد.

در قرون بعد، نخ تار روی غلتکی پیچیده میشد و این غلتک در یک دستگاه بافندگی دستی قرار میگرفت و نخ های تار پس از باز شدن از روی آن به صورت افقی در آمده و در این حالت توسط نخ پود بافته و بر روی غلطک دیگری پیچیده میشد.این نوع دستگاه تا اوخر قرن 19 میلادی تنها وسیله بافت پارچه به شمار میرفت.

اولین تحول در راه تکنیکی شدن دستگاه بافندگی، در سال 1733 میلادی نوسط شخصی به نام (جان کی) ایجاد شد.وی با ابداع روش پرتاب ماکوی سریع سبب سریع تر شدن عمل بافندگی نسبت به قبل شد، گرچه این اختراع ابتدا فقط تولید دستگاه بافندگی را آن هم به مقدار کمی افزایش داد ولی باعث شد تا راه های جدیدی برای اختراعات بعدی گشود.

در سال 1786 میلادی ادموند کارت رایت موفق به اختراع یک دستگاه مکانیکی بافندگی شد.

در سال 1809 با اختراع دستگاه تشکیل دهنده ی ژاکارد توسط شارل ماری ژاکارد صنعت بافندگی هنری که تا آن تاریخ به صورت دستی انجام میشد،به صورت مکانیزه در آمد.

عیب این ماشین ها این بود که هر دستگاه حتما یک کارگر نیاز داشت زیرا تعویض نخ ماسوره به صورت دستی انجام میشد.این مسائل سبب شد که به مرور ماشین های بافندگی به مکانیزم های مجهز شود که عملیات فوق را به به صورت اتوماتیک انجام داده و باعث شود که یک کارگر بتواند با بیش از یک ماشن کار کند.

اتوماتیک شدن ماشین های بافندگی در اواخر قرن نوزدهم شروع شد و در قرن بیستم به کمال رسید.

در سال 1866 میلادی باکسون و شرمن ایده ای را به ثبت رساندند که بر اساس آن یک سوزن گیره ای به داخل دهنه رفته و نخ پود را از سمت دیگر به داخل دهنه میکشد.
در سال 1871 میلادی ویلیام جی سیستمی را به ثبت رساند که بر اساس آن دو سوزن گیره ای، عمل پودگذاری را انجام میداد.به این صورت که یک سوزن نخ پود را وارد دهنه میکرد و در وسط دهنه، سوزن دیگری نخ پود را گرفته و به خارج از دهنه میبرد.

در سال 1905 میلادی دانیل مونسون استون سیستمی را عرضه کرد که در آن عمل پودگذاری توسط ماکویی انجام میگرف که در دو سر آن دو گیره وجود داشت و متناوبا نخ پود را از طرفین وارد دهنه میکرد.

در سال 1911 میلادی کارل پاستور امتیاز یک سیستم ماکوی گیره ای را به دست آورد.

در سال 1914 میلادی جی، سی،بروکز اولین روش پودگذاری با هوا را به ثبت رساند.

در سل 1922 برای اولین بار کارل والنتین و یوهان گابلر موفق شدند تا ایده ی یک روش بافندگی جدید را به وسیله ی ساختن یک ماشین بافندگی گیره ای جامه ی عمل بپوشانند.

 در سال 1949 اولین ماشین های بافندگی با جت آب توسط ولادیمیرا سواتی در چکسلواکی تولید گردید.

با توجه به آنچه راجب کاربرد ماشین های بافندگی عمومی گفته شد، نمیتوان ماشین های بافندگی را به طور صحیح و مجزا از یک دیگر تقسیم بندی کرد ما ماشین های بافندگی را بر اساس طریقه پود گذاری تقسیم بندی میکنیم.

پیشینه  ی نساجی سنتی در ایران

نساجی سنتی از جمله فرآورده هایی است که با کمک دستگاه های ساده ی بافندگی از نوع دو وردی، چهار وردی، هشت وردی و… تا ژاکارد دستی، تولید میشود.

نساجی سنتی یکی از قدیمی ترین هنر ها و حرف سنتی ایران محسوب میشود و مروری بر پیشینه ی تولید محصولات دستباف، صحت این ادعا را به اثبات میرساند.

وسایلی که متعلق به حدود 6000 سال ق.م است و در غار کمربند به دست آمده، گواه خوبیست بر این که مردم آن زمان از فن ریسندگی و تبدیل پشم به نخ اطلاع داشته اند ولی دلیلی که نشان دهنده استفاده از این نخ ها در صنعت بافندگی باشد، در دست نیست.

نخستین نشانه ایی که از وجود پارچه های منسوج در ایران موجود است،متعلق به 4000 سال ق.م است که طی حفریات انجام شده در شوش به دست آمده و برای همین با اطمینان کامل میتوان گفت در 4000 تا 3500 سال ق.م بافندگی در شوش رایج بوده و بر روی تیغه هایی از مس که هم اینک در موزه های لوور پاریس و بوفالو نیویورک موجود است و جز اشیاء به دست آمده از منطقه شوش است، آثاری از پارچه هایی که احتمالا کتانی بوده که تیغه ها لا به لای آن پیچیده شده بود، دیده میشود.

از یک میله مفرغی که در تپه حصار دامغان توسط اریک اشمید یا آثار دیگری متعلق به 3000 سال ق.م به دست آمده، مشخص میشود که این میله مخصوص ریسندگی بوده و برای تابیدن نخ های نازک مورد استفاده قرار گرفته است.این میله را میتوان نشانه ی پیشرف و تکامل ریسندگی در آن زمان قلمداد کرد.

در 2500 تا 2700 سال ق.م بافندگی به طور کامل و ظریف تر معمول شده و این امر با بافت پارچه هایی با سیم های طلا و نقره و نیز تهیه پارچه های مرغوب با استفاده از پشم گوسفند و موی بز کاملا مشهود است.

در خصوص وضعیت نساجی ایران در دوره مادها اطلاعات چندانی در دسترس نیست، اما از بررسی لباس و پوشاک آنان از روی سنگتراشی چنین بر می آید که پارچه بافی در آن روزگار کاملا مرسوم بوده و برش و دوخت آن هم کاملا معمول بوده.

نساجی ایران در دوره هخامنشی به ویژه در خصوص بافت پارچه های پشمی نرم و لطیف مشهور بوده در این دوره همچنین از پارچه های زری نام برده شده.

از منسوجات دوره اشکانی اگر چه چیزی در ایران کشف نشده،ولی بعضی تکه های پارچه ابریشمی از زمان اشکانی در سوریه به دست آمده است.

بنا به گفته اکثریت قریب به اتفاق محققان و پژوهشگران هنر و صنایع ایران به ویژه نساجی و پارچه بافی در دوره ساسانی ترقی شایانی نموده است.

نساجی و پارچه بافی ایران در صدر اسلام پس از مدت کوتاهی وقفه و رکورد که ناشی از تغییرات و تحولات عمیقی در جامعه بود، مجددا رونق یافت.

صنعت نساجی در دوره سلجوقیان به عالی ترین درجه کمال خود رسید.

صنعت نساجی در دوره تیموریان در شهر های یزد،اصفهان، کاشان و تبریز رونق و پیشرف بسزایی پیدا کرده است.

در دوره صفویه پارچه های دارای چند تار و پود کاشان به چشم می خورد که دارای رویه صاف و یکنواخت است.مهم ترین مراکز نساجی در دوره صفویه هرات، یزد، اصفهان، کاشان، رشت، مشهد، قمر، ساوه، سلطانیه، اردستان و شیروان بود که کارخانه های آنها به نرمی و دقت در بافت و تناسب رنگ ها به زیباییی معروف شده است.

هم اکنون مراکز مهم تولید پارچه های دستباف ایران استان های یزد، خراسان، مازندران، گلستان، گیلان و خوزستان هستند و پارچه های نفیسی چون زری و مخمل هم تنها در مراکز میراث فرهنگی کشور در تهران و کاشان و هنرستان هنر های زیبای اصفهان تولید میشود.     

آماده سازی نخ های تار وپود در بافندگی :
آماده سازی نخ های تار:
باتوجه به عرض پارچه، تراکم تار در سانتی متر، چندین هزار نخ با طول
تعیین شده به موازا ت هم بر روی اسنو بافندگی پیچیده می شوند.
این عمل چله پیچی نام دارد.
در چله پیچی بویین های تهیه شده در قسمت ریسندگی و یا مقدمات بافندگی با ترتیب تعیین شده داخل قفسه های مخصوص بویین که قادر هستند چندین هزار بویین را در خود جای دهند قرار داده می شوند.
با به کار افتادن دستگاه چله پیچ، نخ ها از روی بویین ها باز شده و بر روی اسنوی بافندگی پیچیده میشوند.
به منظور افزایش استحکام نخ های تار و کاهش پرز دهی در اثنای بافندگی، نخ های تار با ماشین آهار زنی به مواد آهاری ترکیبی آغشته شده و با عبور از اتاقک حرارتی خشک می شوند.این عملیات آهار زنی نام دارد.
آماده سازی نخ های پود:
چنانچه نخ پود برای ماشین بافندگی با ماکو باشد، نخ به وسیله دستگاه ماسوره پیچ بر روی ماسوره بافندگی پیچیده میشود.باقرار دادن ماسوره داخل ماکو با پرتاب ماکو به داخل دهنه، نخ پود از روی ماسوره باز شده و در لا به لای نخ های تار قرار میگیرد.
در ماشین های بافندگی جدید نخ پود مستقیما از روی بویین ریسندگی باز شده و داخل دهنه قرار میگیرد.