نوشته‌ها

پوشاک تهیه شده از الیاف طبیعی ضمن حفاظت از محیط زیست، احساس راحتی و آرامش را برای فرد به همراه دارند. البسه تهیه شده از مواد طبیعی مانند پشم و پنبه علاوه بر حفظ بهداشت فردی از حیث وزن بسیار سبک هستند.

 چروک‌پذیری البسه ساخته شده از مواد طبیعی از مواردی است که مصرف کنندگان عموماً از آن گله‌ مند هستند؛ اما با توجه به ویژگی‌های این مواد در برابر دمای بدن و حرارت محیط اطراف و همچنین تاثیر آن‌ها در حفظ بهداشت فردی، استفاده از این پوشاک را که بهای بیشتری نسبت به کالای ترکیبی دارد ترجیح می‌دهند.
پارچه طبیعی ویژگی‌ها، کیفیت و مزایای منحصر به خود را داراست و جهت حفظ کیفیت اولیه البسه تولید شده از این الیاف، آگاهی از روش‌های نگهداری بسیار مهم است.

الیاف طبیعی مانند دیگر عناصر طبیعت دارای حیات هستند و در شرایط مختلف از خود رفتارهای متفاوتی نشان می‌دهند. این الیاف هنگام سرما منقبض شده و مانع عبور جریان هوا از میان مولکول‌های خود می‌شوند، بدین ترتیب گرما ایجاد می‌شود. همین الیاف خاصیت خنکی هم دارند؛ زیرا هنگام گرما منبسط می‌شوند که باعث عبور جریان هوا از میان مولکول‌های آن می‌شود. این الیاف به دلیل داشتن حیات مانند دیگر اجزای طبیعت نیاز به استراحت دارند و باید بین پوشیدن آن‌ها فاصله انداخت تا به حالت طبیعی اولیه بازگردند. در نهایت، لباس تهیه شده از مواد طبیعی مانند گلی زیباست. چنانچه به درستی از آن نگهداری شود، هر بار از دیدن آن لذت خواهید برد ولی اگر به آن توجه نشود، پژمرده خواهد شد.

 

ماده اولیه اصلی در صنایع نساجی لیف است. به یک رشته بسبیار بلند و باریک که نسبت طول به قطر آن بسیار زیاد است لیف گفته میشود.

الیاف جمع کلمه لیف می باشد و لیف نساجی رشته ای است که قطر، طول، استحکام و انعطاف پذیری لازم برای تبدیل شدن به نخ را داشته باشد.

یک تار موی سر و بدن انسان را میتوان یک لیف در نظر گرفت، همچنین هر رشته نازک پشم گوسفند و رشته باریک پنبه که برای ریسیدن نخ و تولید پارچه مورد استفاده قرار میگیرد یک لیف میباشد.

البته هر ماده لیفی شکل را نمیتوان لیف نساجی نامید، لیف نساجی خصوصیاتی دارد که در زیر آنها را بررسی میکنیم:

نسبت طول به قطر:

این نسب باید بیشتر از 100 لز نظر تئوری و از نظر عملی باید بیشتر از 1000 باشد.

شکل سطح مقطع الیاف:

سطح مقطع پهن: به طور کلی سطح مقطع پهن سبب افزایش شفافیت و قدرت پوشانندگی الیاف میشود. سطح مقطع گرد یا دایره ای شکل: زیردست الیاف با سطح مقطع گرد و دایره ای شکل نرم و مطلوب بوده ولی قدرت پوشانندگی در حجم ثابت کمتر است.

آرایش یافتگی ملکول های پلیمر الیاف:

شکل ردیف شدن زنجیر های پلیمری الیاف در حالت میکروسکوپیک.

درجه آرایش یافتگی: در حقیقت نشان دهنده متوسط زاویه زنجیرها نسبت به محور لیف است متوسط آرایش یافتگی بین ۴۵ تا صفر می باشد .آرایش یافتگی بوسیله فرآیند کشش کنترل می شود.  

زنجیر های موجودر در یک سیلندر لیفی باید دو خصوصیت را دارا باشد که عبارتند از :
1-
  آرایش یافتگی
2-
  تبلور(Crystalinity)

 این دو خاصیت باعث استحکام، انعطاف پذیری و سختی لیف می شود.

آرایش یافتگی:
در الیاف طبیعی این آرایش یافتگی در طبیعت به وجود می آید و بشر دخالتی در آن ندارد اما در الیاف مصنوعی آرایش یافتگی زنجیرها توسط بشر به وجود می آید به طور کلی آرایش یافتگی عبارت است از متوسط زاویه تمایل زنجیرها به محور لیف است.
 

تبلور:
نظم فضایی(درسه بعد) زنجیرها را تبلور گویند. به قسمتی از زنجیرها که در داخل منطقه منظم بلور نیستند، نواحی آمورف گویند هر قدر نواحی آمورف بیشتر باشد انغطاف پذیری لیف بیشتر است. درالـیاف مصنوعی آرایش یافتگی را با کـشش ایجـاد می کـنیم امـا تبلور را در حین فـرآیند به وجود می آوریم.

 

 

عوامل متعددی مانند ظرافت نمره نخ، تاب نخ، تراکم پارچه، طرح بافت، جنس پارچه، ساختار پارچه و عملیات تکمیلی انجام شده بر روی پارچه بر خصوصیات پارچه تاثیر میگذارند که در ادامه، اثر این عوامل مورد بررسی قرار میگیرد.

ظرافت نخ:

ظرافت نخ بر وزن، ضخامت و زیر دست پارچه تاثیر میگذارد.

هرچه نخ های مورد استفاده در پارچه ظریف تر باشند پارچه سبک تر خواهد بود. بنابراین، از دو پارچه با تراکم و طرح بافت یکسان، اما ظرافت نخ متفاوت، پارچه ای که از نخهای ظریفتر بافته شده باشد سبکتر از پارچه ای است که از نخ های ضخیم بافته شده باشد.

پارچه های بافته شده از نخ های ضخیم، ضخیمتر از پارچه های بافته شده از نخ های ظریف هستند. پارچه های بافته شده از نخ های ظریف، نسبت به پارچه های بافته شده از نخ های ضخیم، دارای زیردست صافتر و نرمتری هستند.

تاب نخ:

تاب نخ بر ضخامت و زیر دست پارچه و همچنین میزان ایجاد پرز دانه در پارچه اثر میگذارد. از آنجایی که نخ هایی با تاب کم، پفکی و حجیم هستند، لذا پارچه های بافته شده از این نخ ها از پارچه های بافته شده از نخ های با تاب زیاد ضخیم ترند.

از آنجایی که نخ هایی با تاب کم، حجیم و نرم و صافند و نخ هایی با تاب زیاد توپر، ضخیم و زبرند بنابراین پارچه های پارچه های بافته شده از نخ هایی با تاب کم دارای زیر دست صاف و نرمتری هستند.

با افزایش تاب نخ، اتصال و چسبندگی الیاف به یکدیگر افزایش میابد و الیاف به راحتی از نخ خارج نمیشوند، لذا احتمال ایجاد پرزدانه در سطح پارچه بافته شده از نخ های با تاب زیاد، کاهش می یابد . در مقابل، پارچه بافته شده از نخ های با تاب زیاد، شق و رق تر و قابلیت آویزش آن کمتر است.

 

   تراکم پارچه:

تراکم پارچه بر وزن، استحکام، زیردست، چروک پذیری، میزان عبور هوا و پوشانندگی پارچه اثر می گذارد. از دو پارچه ای که دارای ظرافت نخ و طرح بافت یکسان، اما تراکم متفاوت اند، پارچه ای که تراکم آن بیشتر باشد سنگین تر از پارچه ایی است که تراکم آن کمتر است. بنابراین، با افزایش تراکم پارچه، وزن پارچه افزایش می یابد.

هرچه تراکم پارچه بیشتر باشد، استحکام آن افزایش می یابد. به عبارت دیگر، پارچه در برابر اعمال نیرو، از خود مقاومت بیشتری نشان میدهد و تغییر شکل کمتری در آن ایجاد می شود.

هرچه تراکم پارچه بیشتر باشد، چون فضای میان نخ  ها کمتر است، پارچه سفت تر و شق تر به نظر میرسد. برعکس، هرچه تراکم پارچه کمتر باشد، به دلیل فضای بیشتر میان نخ ها، پارچه نرمتر و انعطاف پذیرتر به نظر می رسد.

پارچه های تاری  پودی با تراکم کم، در مقایسه با پارچه های با تراکم زیاد، کمتر چروک می شوند.

هرچه تراکم پارچه کمتر باشد، چون فضای میان نخ ها در پارچه بیشتر است، منافذ پارچه بیشتر می شود و هوا به راحتی از این منافذ عبور میکند. بنابراین، در پارچه های با تراکم کم، جریان هوا از میان پارچه به راحتی و بیشتر صورت می گیرد.

هرچه تراکم پارچه بیشتر باشد، چون فضای میان نخ ها در پارچه کمتر است میزان پوشانندگی پارچه بیشتر می شود. به عبارت دیگر، پارچه از منافذ کمتری برخوردار می شود.

طرح بافت:

طرح بافت پارچه بر زیردست پارچه اثر می گذارد. برای مثال، پارچهٔ با طرح بافت ساتین، نسبت به پارچهٔ با طرح بافت تافته دارای زیردست

 صاف تر و نرم تری است.

زیرا در طرح بافت ساتین، میزان اتصال و درگیری نخ ها در پارچه کمتر است. در نتیجه ناهمواری های سطح پارچه کمتر و انعطاف پذیری پارچه بیشتر است.

جنس پارچه:

جنس پارچه بر زیردست و چروک پذیری پارچه اثر می گذارد.

جنس الیاف و نخی که پارچه از آن تهیه می شود بر صافی یا زبری پارچه اثر می گذارد. برای مثال، پارچهٔ پشمی در مقایسه با پارچهٔ پنبه ای، زبر است و این به دلیل وجود فلس در سطح الیاف پشم و ایجاد ناهمواری و اصطکاک سطحی است.

پارچه های پشمی، ابریشمی و پارچه های از جنس پلی استر، در مقایسه با پارچه های پنبه ای و پارچه های از جنس ویسکوز کمتر چروک می شوند و چروک ایجاد شده در آنها سریع تر و بهتر از بین می رود. به عبارت دیگر، چنین پارچه هایی برگشت پذیر یشان از چروک بیشتر است. همچنین، پارچه های از جنس الیاف مصنوعی، در مقایسه با پارچه های از جنس الیاف سلولزی، چروک پذیری کمتری دارند و چروک ایجاد شده در آنها سریع تر از بین می رود.

ساختار پارچه:

ساختار پارچه بر ضخامت، زیردست وچروک پذیری پارچه اثر می گذارد.

معمولاً پارچه های حلقوی، به ویژه پارچه های حلقوی پودی، از پارچه های تاری  پودی ضخیمتر هستند.

پارچه های حلقوی، در مقایسه با پارچه های تاری  پودی، انعطاف پذیرترند و در نتیجه زیردست نرم تری دارند.

پارچه های حلقوی، در مقایسه با پارچه های تاری  پودی، کمتر چروک می شوند.

عملیات تکمیلی انجام شده بر روی پارچه:

عملیات تکمیلی بر زیردست پارچه اثر میگذارد. برای مثال، استفاده از آهار، به سفت شدن پارچه کمک می کند و انعطاف پذیری آن را کاهش میدهد. در حالی که استفاده از مواد نرم  کننده، موجب افزایش انعطاف پذیری و نرمی پارچه می گردد.

آرایش یافتگی ملکول های الیاف عبارت است از قرار گرفتن زنجیر طویل ملکول ها به طور موازی نسبت به محور لیف.

درجه آرایش یافتگی ملکول های الیاف طبیعی به نوع لیف بستگی دارد.

برای مثال رامی و کنف هر دو الیاف سلولزی هستند و زنجیر های ملکولی آنها آرایش یافته است. در نتیجه نسبت به پنبه دارای استحکام بیشتری است.

اما در مورد الیاف مصنوعی، تقریبا درجه آرایش یافتگی کنترل شدنی است.

درجه آرایش یافتگی در اثر کشش افزایش میابد.

مثلا ملکول های یک رشته نایلون که بد

ون کشش از رشته ساز خارج میشوند، موازی نیستند. در اثر کششی که به آنها داده میشود، ملکول ها آرایش میابند؛ یعنی الیاف باهم موازی میشوند و به موازات محور لیف قرار میگیرند.

در نتیجه، الیاف تبلور بیشتری پیدا میکنند و به این ترتیب، خصوصیات لیف تغییر میابد.

به طور کلی آرایش ملکول ها بر خاصیت الیاف تاثیر زیادی دارد.

تاثیراتی که آرایش ملکولی بر الیاف دارد:

هرچه درجه آرایش یافتگی ملکول ها بیشتر باشد، استحکام الیاف بیشتر میشود.

هرچه درجه آرایش یافتگی در الیاف بیشتر باشد، ازدیاد طول آن تا حد پاره شدن کمتر میشود.

هرچه درجه آرایش یافتگی الیاف بیشتر باشد، خاصیت شککندگی الیاف بیشتر است.

هرچه میزان آرایش یافتگی الیاف بیشتر باشد، خاصیت درخشندگی الیاف بیشتر میشود.

هرچه درجه آرایش یافتگی الیاف بیشتر باشد، جذب رطوبت الیاف کمتر میشود.