یکی از الیافی که در ساخت آن از نانو استفاده شده تنسل هست که از چوب درخت اکالیپتوس گرفته می شود. الیاف تنسل به دلیل سلولزی بودن بسیار به الیاف پنبه شبیه بوده و نخ تنسل سطحی صاف تر از تمامی نخ ها دارد. از این رو حس نرمی و درخشندگی بسیار زیادی را در پارچه ایجاد می کند.

 در زمان شستشوی پارچه تنسل، سطح صاف الیاف ، مانع برجای ماندن پسماند آهک روی پارچه شده و در نتیجه درخشان بودن آن حفظ می شود. بعد از ۲۵ بار شستشو پارچه تنسل همچنان شفاف بوده و رنگ خود و ساختار پارچه را حفظ کرده است، در حالیکه در مورد پنبه و دیگر الیاف اینگونه نبوده و بعد از قرار گرفتن در معرض فرسایش و چندین بار شستشو ساختار پارچه قابل رویت نخواهدبود و رنگ آن نیز بسیار تغییر می کند.

تکنولوژی نانو در الیاف تنسل

به دلیل ویژگی تکنولوژی نانو در الیاف تنسل قادر است به خوبی رطوبت را انتقال دهد در الیاف تنسل شبکه هایی در ساختار آن وجود دارد که می تواند به سادگی رطوبت را جذب کند و به محیط بیرون انتقال دهد و یک حالت بهینه را در انتقال رطوبت ایجاد می کند و بنابراین در آب و هوایی که تعریق بدن زیاد است رطوبت بدن را به هوای آزاد منتقل کند و در جایی که پوست خشک است رطوبت محیط را به بدن انتقال می دهد، این نوع پارچه احساس بهتری را ایجاد کرده و درضمن به همین دلیل مانع تجمع باکتری ها در محیط مرطوب لباس می شود.

پارچه های تنسل که امروزه جایگاه بسیار خوبی در بخش پوشاک آقایان ، بانوان و حتی پوشاک بچه گانه پیدا کرده است ، فروش بسیار خوبی داشته اند و بسیاری از دوزندگان به آنان جذب شده اند. پارچه های تنسل که عامه مردم آنها را به لی کاغذی نیز می شناسند که مرغوب ترین آنها از ویسکوز بافته شده و رنگبندی خاص آن در دوخت مانتو های تابستانه و لباس های زنانه نقش به سزایی دارد.

گرماژ

 پارچه های تنسل در وزن های گوناگون بافته می شوند که معمول ترین آنان در ۲۲۵ و ۲۶۰ گرم می باشند که بصورت چاپی نیز تولید و تکمیل می شوند.

قابلیت رنگرزی تنسل بهتر از پنبه و دیگر الیاف است. جذب رنگ در این الیاف خیلی بهتر انجام می شود و به اینصورت که وقتی پارچه های تولید شده از الیاف مختلف را در شرایط و مقدار رنگ مساوی در حمام رنگ قرار می گیرند، تنسل رنگ خیلی بیشتری را جذب کرده و پررنگ تر از دیگرپارچه ها خواهد بود. در نهایت با مقدار مواد اولیه رنگ کمتر می توان به رنگ مورد نظر پارچه رسید و همچنین در رنگرزی تنسل، مواد شیمیایی و آب کمتر استفاده می شود. تنسل نیاز به مرسریزه و سفیدگری ندارد.

ماده اولیه اصلی در صنایع نساجی لیف است. به یک رشته بسبیار بلند و باریک که نسبت طول به قطر آن بسیار زیاد است لیف گفته میشود.

الیاف جمع کلمه لیف می باشد و لیف نساجی رشته ای است که قطر، طول، استحکام و انعطاف پذیری لازم برای تبدیل شدن به نخ را داشته باشد.

یک تار موی سر و بدن انسان را میتوان یک لیف در نظر گرفت، همچنین هر رشته نازک پشم گوسفند و رشته باریک پنبه که برای ریسیدن نخ و تولید پارچه مورد استفاده قرار میگیرد یک لیف میباشد.

البته هر ماده لیفی شکل را نمیتوان لیف نساجی نامید، لیف نساجی خصوصیاتی دارد که در زیر آنها را بررسی میکنیم:

نسبت طول به قطر:

این نسب باید بیشتر از 100 لز نظر تئوری و از نظر عملی باید بیشتر از 1000 باشد.

شکل سطح مقطع الیاف:

سطح مقطع پهن: به طور کلی سطح مقطع پهن سبب افزایش شفافیت و قدرت پوشانندگی الیاف میشود. سطح مقطع گرد یا دایره ای شکل: زیردست الیاف با سطح مقطع گرد و دایره ای شکل نرم و مطلوب بوده ولی قدرت پوشانندگی در حجم ثابت کمتر است.

آرایش یافتگی ملکول های پلیمر الیاف:

شکل ردیف شدن زنجیر های پلیمری الیاف در حالت میکروسکوپیک.

درجه آرایش یافتگی: در حقیقت نشان دهنده متوسط زاویه زنجیرها نسبت به محور لیف است متوسط آرایش یافتگی بین ۴۵ تا صفر می باشد .آرایش یافتگی بوسیله فرآیند کشش کنترل می شود.  

زنجیر های موجودر در یک سیلندر لیفی باید دو خصوصیت را دارا باشد که عبارتند از :
1-
  آرایش یافتگی
2-
  تبلور(Crystalinity)

 این دو خاصیت باعث استحکام، انعطاف پذیری و سختی لیف می شود.

آرایش یافتگی:
در الیاف طبیعی این آرایش یافتگی در طبیعت به وجود می آید و بشر دخالتی در آن ندارد اما در الیاف مصنوعی آرایش یافتگی زنجیرها توسط بشر به وجود می آید به طور کلی آرایش یافتگی عبارت است از متوسط زاویه تمایل زنجیرها به محور لیف است.
 

تبلور:
نظم فضایی(درسه بعد) زنجیرها را تبلور گویند. به قسمتی از زنجیرها که در داخل منطقه منظم بلور نیستند، نواحی آمورف گویند هر قدر نواحی آمورف بیشتر باشد انغطاف پذیری لیف بیشتر است. درالـیاف مصنوعی آرایش یافتگی را با کـشش ایجـاد می کـنیم امـا تبلور را در حین فـرآیند به وجود می آوریم.

 

 

آرایش یافتگی ملکول های الیاف عبارت است از قرار گرفتن زنجیر طویل ملکول ها به طور موازی نسبت به محور لیف.

درجه آرایش یافتگی ملکول های الیاف طبیعی به نوع لیف بستگی دارد.

برای مثال رامی و کنف هر دو الیاف سلولزی هستند و زنجیر های ملکولی آنها آرایش یافته است. در نتیجه نسبت به پنبه دارای استحکام بیشتری است.

اما در مورد الیاف مصنوعی، تقریبا درجه آرایش یافتگی کنترل شدنی است.

درجه آرایش یافتگی در اثر کشش افزایش میابد.

مثلا ملکول های یک رشته نایلون که بد

ون کشش از رشته ساز خارج میشوند، موازی نیستند. در اثر کششی که به آنها داده میشود، ملکول ها آرایش میابند؛ یعنی الیاف باهم موازی میشوند و به موازات محور لیف قرار میگیرند.

در نتیجه، الیاف تبلور بیشتری پیدا میکنند و به این ترتیب، خصوصیات لیف تغییر میابد.

به طور کلی آرایش ملکول ها بر خاصیت الیاف تاثیر زیادی دارد.

تاثیراتی که آرایش ملکولی بر الیاف دارد:

هرچه درجه آرایش یافتگی ملکول ها بیشتر باشد، استحکام الیاف بیشتر میشود.

هرچه درجه آرایش یافتگی در الیاف بیشتر باشد، ازدیاد طول آن تا حد پاره شدن کمتر میشود.

هرچه درجه آرایش یافتگی الیاف بیشتر باشد، خاصیت شککندگی الیاف بیشتر است.

هرچه میزان آرایش یافتگی الیاف بیشتر باشد، خاصیت درخشندگی الیاف بیشتر میشود.

هرچه درجه آرایش یافتگی الیاف بیشتر باشد، جذب رطوبت الیاف کمتر میشود.

 

 

این الیاف منشا حیوانی دارند و ماده اصلی تشکیل دهنده آنها پروتئین است. الیاف حیوانی به دو دسته ی الیاف مویی و الیاف ابریشمی تقسیم میشوند.

الیاف مویی از پوشش پوست بعضی از حیوانات تهیه میشوند و بر حسب کلفتی و نازکی، آنها را میتوان به سه دسته تقسیم کرد:

مو مانند موی یال و دم اسب، موی بز.

پشم مانند پشم انواع گوسفند.

کرک مانند کرک شتر، بز و کرک خرگوش.

الیاف ابریشم که از الیاف حیوانی است، به وسیله کرم ابریشم تولید میشود و طول الیاف ابریشم به بیش از یک کیلومتر میرسد. الیاف ابریشم از ترشحات دو حفره نزدیک به دهان کرم ابریشم به دست می آیند. این الیاف بسیار گران قیمت است و تنها لیف یکسره طبیعی(فیلامنت) محسوب میشود.

 پرمصرف ترین الیاف حیوانی پشم گوسفند و ابریشم است.

 

الیاف گیاهی (سلولوزی):

یکی از مهمترین منشأ الیاف نساجی گیاهان میباشند که الیاف گیاهی نیز از انواع گیاهان گرفته میشوند.این الیاف از مهمترین الیاف مورد استفاده در صنعت نساجی به ویژه تولید البسه و پوشاک میباشند.

سلولز که یک پلیمر طبیعی است و ماده اصلی تشکیل دهنده گیاهان است، به عنوان ماده اولیه این الیاف به حساب می آید.

سلولوز ماده اولیه ی این الیاف است، این دست از الیاف به صورت لیف و کرک در قسمت های مختلف گیاه یافت میشوند.الیاف گیاهی را بر حسب این که از کدام قسمت گیاه و به چه صورت به دست می آید را به دو دسته کلی تقسیم میکنند:

  • الیاف جدا: الیافی هستند که به صورت کرک روی دانه یا میوه گیاه میرویند. مانند پنبه و نارگیل که پنبه الیاف دانه ای و نارگیل الیاف میوه ای است.
  • الیاف دسته ای: الیافی هستند که به صورت دسته ای در ساقه و برگ برخی از گیاهان یافت میشوند. کتان و کنف جز الیاف دسته ای هستند که از ساقه برخی از گیاهان یافت میشوند.

 

 

 

 

پنبه
بزرگترین کشور های تولید کننده پنبه:
چهار کشور چین، هند، ایالات متحده و پاکستان حدود سه چهارم پنبه جهانی را تولید میکنند که بالغ بر 22 تا 27 تن است.
دیگر کشور های تولید کننده کشور های آفریقایی مانند:کامرون، مالی و … هستند.
مزایای پنبه:
زیر دست نرم و لطیف
نگهداری آسان
رنگرزی آسان
قابلیت جذب رطوبت بالا
معایب پنبه:
توان حفظ حرارتی متوسط
به راحتی چروک میشود
رنگهای براق حاصل نمیشود
موارد مصرف پنبه:
ب شکل توده الیاف
به شکل نخ برای بافندگی حلقوی
به شکل نخ برای بافندگی تاری و پودی
به شکل نخ به عنوان نخ دوختی
به طور مخلوط با الیاف مصنوعی و سنتتیک
انواع پنبه:
پنبه مرسریزه شده:نخ پنبه ای تحت کشش در مایع سود خیسانده میشود در این عمل لیف حجیم شده و سطح مقطع آن گرد میشود و طی این عمل ظاهر پنبه شفاف میشود و مقاومت آن حدود 25 درصد افزایش میابد، درصد جذب رنگ یا میل جذب رنگی آن زیاد میشود.این نوع نخ برای تولید جوراب،پیرهن و لباس زیر به کار میرود.
پنبه بیولوژیک:پنبه ای که کشت آن بدون استفاده از کود شیمیایی و حشره کش انجام بشود و در عمل سفیدگری آن از آب اکسیژنه به جای کلر استفاده شود.الیاف این پنبه بسیار نرم و لطیف میباشد.

آشنایی با صنعت فاستونی و تولید پشم
با توجه به منطقه بندی پشم از نظر تجارت انواع پشم های موجود که به میزان زیادی وجود دارند، به صورت زیر طبقه بندی می گردند:
پشم مرینوس
پشمهای دورگه : ظریف، متوسط و ضخیم
بشمهای قالی بافی

در این طبقه بندی پشم های درجه بندی شده زیادی قرار می گیرند. به طور عام گفته می شود که پشم مرینوس دارای الیافی ظریف و کوتاه می باشند، در حالی که پشم های قالی بافی بلند و ضخیم هستند. پشم های حاصل از گوسفندان دورگه در حد فاصل بین این دو قرار می گیرند.

کشورهای تولید کننده پشم از نظر تولیدات منسوجات فاستونی:
از نظر کشور انگلستان بهترین نوع پشم مناسب برای صنایع فاستونی، در کشورهای استرالیاء نیوزلند، آفریقای جنوبی و آمریکای جنوبی و به طور کلی کلیه کشورهای نیم کره جنوبی، تولید می گردند. در کشور استرالیا مقادیر زیادی پشم نوع بوتانی (ناحیه ای در جنوب استرالیا) و پشم های دو رگه که برای صنایع فاستونی بسیار مناسب است و هم چنین انواع پشم های دیگر مناسب برای سایر صنایع پشمی، تولید می شود. در حقیقت بیش از هر کشور دیگر در جهان، در استرالیا پشم تولید می گردد که این مقدار حدود یک سوم تولید جهان است.
بیشتر گوسفندان کشور نیوزلند از نوع دورگه بوده که برای مصارف پشم و گوشت پرورش شوند. با این وجود پشم این گوسفندان که از نوعی با طول متوسط و ظریف می باشند، که برای صنایع فاستونی به کار می رود. حدود ۹۷ درصد کل محصول پشم نیوزلند جزو پشم های خوب برای البسه پشمی ضخیم به شمار می روند. بیشترین پرورش گوسفندان در نیوزلند در سواحل شرقی کشور و مناطق خشک تر صورت می پذیرد. کشور نیوزلند پس از روسیه سومین کشور از نظر تولید پشم در جهان بوده و پس از استرالیا از نظر صادرات پشم در درجه دوم قرار گرفته است. نیوزلند بزرگترین تولید کننده و صادر کننده پشم گوسفندان دورگه برای منسوجات پشمی می باشد.
گرچه تمام پشم های فوق الذکر به مصرف صنایع فاستونی نمی رسید، اما باید در انتخاب پشم برای این منظور نیز دقت کافی نمود زیرا معمولا پشم مورد نیاز برای فاستونی باید پشم یک ساله باشد. در برخی از کشورها، به دلایل اقتصادی، پشم گوسفندان در فواصل کمتر از یکسال چیده می شود. به علاوه در بازارهای فروش پشم، نیز پشم گوسفندان ذبح شده نیز وجود دارد. طول الیاف پشم در مورد گوسفندان ذبح شده بستگی به فاصله میان آخرین زمان چیدن پشم و زمان کشتار این گوسفندان دارد که می تواند در هر زمانی از سال این کشتار انجام شود. طول الیاف پشم یکی از عوامل تعیین کننده است که آیا پشم مزبور برای صنایع فاستونی اعم از روش اروپایی یا انگلیسی مناسب بوده یا اینکه بایستی برای صنایع پشمی مورد استفاده قرار گیرد.

انواع پشم
انواع گوسفندان در جهان را می توان به چهار دسته زیر که بستگی به موارد استفاده آنها دارد، تقسیم بندی نمود:
١- گوسفندان نژاد پشمی
۲- گوسفندان نژاد گوشتی
۳- گوسفندان دو منظوره
۴-گوسفندان چند منظوره که شامل گوسفندان برای تولید پوست، کود و همچنین شیر و پنیر می باشند.

مواد اولیه سنتتیک در نساجی:
مواد اولیه ی سنتتیک به طور کامل با مشتقات ذغال یا نفت به روش شیمیایی ساخته میشود.
این مواد نتیجه ترکیب واکنش های شیمیایی است که به تولید مونومر(حلقه پایه) و سپس پلیمر که زنجیری است تشکیل شده از اتصال حلقه ها، منتهی میشود.
انواع مواد اولیه ی سنتتیک:
پلی آمیدها: این مواد از طریق ریسیدن موادی به دست می آیند که نتیجه پلی مریزاسیون یک اسید بر روی مشتقات نفت است.
مزایای این دسته: مقاومت خوب کششی و سایشی، نگهداری ساده، شستشو و خشک شدن سریع، نخ های بسیار ظریف، مقاومت خوب در مقابل مواد شیمیایی، باز شدن چروک به طور خودکار.
معایب این دسته: قدرت جذب رطوبت ظعیف، زیر دست سرد، حساس در برابر حرارت،قابلیت اشتعال شدید، توان حفظ حرارتی ظعیف.
پلی استر ها:پلی استر از ترکیب دو نوع ماده نفتی به دست می آید یک اسید (اسید ترفتالیک) و یک الکل(اتیلن گلیکول).
مزایای این دسته: مقاومت کششی و سایشی عالی، مقاوم در مقابل میکرواورگانیزم ها و حشرات، ضد چروک، مقاوم در برابر نور، نگهداری آسان.
معایب این دسته: رطوبت را جذب نمیکند،زیر دست کاملا ریز،تمایل به پرز دهی در مخلوط، رنگرزی مشکل است و در حرارت بالا انجام میشود، توان حفظ حرارتی ظعیف.
اکریلیک ها: نامگذاری اکریلیک مخصوص موادی است که از زنجیر های خطی با حداقل 85% اکریلونیتریل تشکیل شده است.
مزایای این دسته:مطلوب ترین زیر دست در بین الیاف سنتتیک است، عایق حرارتی خوبی است، سهولت در نگهداری و خشک شدن،رنگرزی نسبتا آسان، مقاوم در برابر نور و قیمت ارزان.
معایب این دسته: تمایل به پرزدهی، مقاومت سایشی ومالشی متوسط، جذب رطوبت بسیار ضعیف، احتمال زرد شدگی در اثر عملیات حرارتی.

کلروفیبر ها: از ریسیدن مایع به دست آمده از پلی کلروروینیل در حرارت نسبتا پایین به دست می آید.
مزایای این دسته:مقاوم در برابر نور و مواد شیمیایی، غیر قابل اشتعال، عایق حرارتی و صوتی و الکتریکی مناسب.
معایب این دسته: توان جذب ندارد، الیاف تثبیت نشده در برابر حرارت بسیار حساس است.
پلی اورتان ها: پلی اورتان ها الاستومرهای سنتز شده و یا کائوچو سنتتیک هستند.
مزایای این دسته: الاستیسیته بسیار زیاد، مقاوم در برابر موارد شیمیایی به جز کلر، امکان رنگرزی،امکان تولید نخ های بسیار ظعیف.
معایب این دسته: حساسیت در مقابل نور،تمایل به زرد شدن.